تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه....
تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده ..... ![]()
تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد....
گشاده دست باش، جاري باش، کمک کن مانند رود
با شفقت و مهربان باش مانند خورشيد
اگر کسي اشتباه کرد آن را بپوشان مانند شب
وقتي عصباني شدي خاموش باش مانند مرگ
متواضع باش و کبر نداشته باش مانند خاک
بخشش و عفو داشته باش مانند دريا
اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مانند ايينه
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
قصه ی تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختیها ، باید زیباترینها را بیافرینند...روزگارت نیلوفری باد
باکودکم در انتهای کوچه ی بن بست
طوفان گرفت و هردومان از ترس لرزیدیم
لعنت براین آب وهوای کوچه ی بن بست
پایم به سنگی گیر کردو کوزه ام افتاد
من ماندم وهول و ولای کوچه ی بن بست
در گودی زیر دو چشمم می توانی دید
گودال سرخ کربلای کوچه ی بن بست
زد زیر گریه خشت خشت خانه ی حیدر
از ناله ی واغربتای کوچه ی بن بست
دیدم حسن خیلی پی آن گوشواره گشت
با چشم گریان هر کجای کوچه ی بن بست
از قعر دریای بلا طفلی نجاتم داد
می خوانم او را ناخدای کوچه ی بن بست
تا روز محشر هیئتی ها اشک می ریزند
با شعرهای ماجرای کوچه ی بن بست
بر چهره ی سینه زنانم بین هر روضه
حک می شود جغرافیای کوچه ی بن بست
همدلیها، لذت دیدار را...
خوب میدانم که
یک دو روزی دیگر، فرصتم میمیرد
میرسد وقت سفر؛
بعد از آن هم شاید که نگاه من و تو،
باز در حسرت دیدار بمانند ولی؛
من به این معتقدم:
زندگی یک لحظه است
و همین یک لحظه، مملو از خاطرههاست...
لحظهها را قدر دان...
میرسد وقت سفر
یک دو روزی دیگر...
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز
يك- دوستت دارم ٬ نه بخاطر شخصيت تو٬ بلكه بخاطر شخصيتي
كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم .
دو- هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد
باعث اشك ريختن تو نمي شود.
سه- اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد به اين معني
نيست كه تو را با تمام وجودش دوستت ندارد.
چهار- دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
پنج- بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه
هرگز به او نخواهي رسيد.
شش- هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد
عاشق لبخند تو شود
هفت- تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي اما براي بعضي افراد تمام
دنيا هستي .
هشت- هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را باتو بگذراند نگذران.
نه- شايد خدا خواسته كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص
مناسب ٬ به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي.
ده- به چيزي كه گذشت غم نخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
يازده- هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد
كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .
دوازده- خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از
آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
سيزده- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق
مي افتد كه انتظارش را نداري
«بخاطر داشته باش هر آنچه اتفاق مي افتد بنا به دليلي است»


بی منت می ، مستم ز پیمانه ی تو
ای قبله ی من خاک در خانه ی تو
در دام توام بی زحمت دانه ی تو
من خسته و بیمارم ، درمان منی
شور شعر و آوازی در جان منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من توئی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوشست
در تو فنا گشتن خوشست
ای قبله ی من خاک در خانه ی تو
در دام توئم بی زحمت دانه ی تو
تویی تویی بهانه ام
شاعر هر ترانه ام
شعله ی شوریدگی ام
تویی تویی زبانه ام
تو زخمه ی ساز منی
صدای آواز منی
رمز من و راز منی
نقطه ی آواز منی
بر جان من آتش بزن
ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی اتشم
تا تن در این اتش کشم
من تو شوم تو قصه ها
تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مردن است
این معنی عشق من است
نمی دونم که کی عمرم تموم میشه
،نمیدونم وقتی میخوام با این دنیای مادی خداحافظی کنم کی بالا سرمه
،نمیدونم وقت مردنم به تو رسیدم یا نه ،
ولی تو رو خدا نزار با حسرت بی تو بودن از این دنیا برم
،بذار حداقل دلم خوش باشه به عشقت .
به خدا همه و همه آرزوم این بود که
قبل از رفتنم به چشمات نگاه کنم و بگم دوست دارم و
حال که میخوای کمترین چیز رو از من دریغ کنی پس بزار
دلم به این خوش باشه که در حسرت عشقت مردم،
اگه بشه گفت دلخوشی،ولی من به حسرتشم قانع هستم...


